ایده پردازی و سناریو نویسی
نوشتن یه سناریوی جذاب و تاثیرگذار، اولین چالش جدیای بود که سر راه تیم ما سبز شد. در دنیای امروز که رقابت سر جلب توجه مخاطب، نفسگیره، و نوشتن یه سناریو قلب تپنده یک تیزر موفقه. این قلب باید طوری بتپه که نهتنها مخاطب رو در چند ثانیه اول میخکوب کنه، بلکه اونقدر تاثیرگذار باشه که مخاطب دست به اقدام بزنه.
تو این مسیر، چند تا اصل طلایی برامون روشن شد:
یه قلاب حرفهای بزنید: از همون اولین جمله، کاری کنید که مخاطب حس کنه نمیتونه از ویدیو چشم برداره.
کوتاه و گویا باشید: پیام باید بدون حاشیه و پیچیدگی، مستقیم به مخاطب منتقل بشه.
هیجان و جذابیت رو فراموش نکنید: سناریو باید حس کنجکاوی و هیجان رو تحریک کنه.
با شخصیت برند همخوانی داشته باشید: لحنتون باید همون هویتی باشه که برندتون داره.
نیاز مخاطب رو بشناسید: سناریو باید دقیقاً با دغدغهها و نیازهای مخاطب هدف هماهنگ باشه.
دعوت به اقدام (CTA) فراموش نشه: آخرین ضربه رو با یه CTA واضح و جذاب بزنید، چیزی که مخاطب رو تشویق کنه قدم بعدی رو برداره.
وقتی این موارد رو مرور کردیم، باز هم حس کردیم که چیزی کم داریم. اینجا بود که به هوش مصنوعی فکر کردیم. این ابزار خیلی سریع به کمکمون اومد.
ما اول اطلاعاتی مثل نوع محصول، هدفمون از تبلیغ، مدت زمان تیزر، و حتی مشخصات مخاطب هدف رو بهش دادیم. ازش خواستیم تا بر اساس این دادهها یه سناریوی خاص و خلاقانه بنویسه.
ساخت ویدیو
بعد از ایده پردازی و سناریو نویسی، با دست پر وارد مرحله اجرا شدیم، ولی تازه متوجه شدیم با چه چالشهای بزرگتری روبرو هستیم.
نورپردازی: هر چقدر تلاش میکردیم، نور طبیعی و حرفهای به نظر نمیرسید. سایهها یا خیلی زیاد بودند یا خیلی مصنوعی!
افکتهای بصری: ایدهها روی کاغذ عالی به نظر میرسید، اما هیچ کدوم از نرمافزارهایی که استفاده میکردیم، نمیتونستند حسی که مدنظرمون هست رو به تصویر بکشه.
زمانبندی: هر مرحله از کار بیشتر از چیزی که فکر میکردیم طول میکشید، و فشار تحویل پروژه داشت ایدهها رو نابود میکرد.
بعد از چندبار تلاش طاقتفرسا و بینتیجه، یکی از اعضای تیم پیشنهاد کرد که از هوش مصنوعی Luma استفاده کنیم. در ابتدا شک داشتیم، اما تصمیم گرفتیم به عنوان آخرین راه امتحان کنیم.
نتیجه؟ شگفتانگیز بود.
فقط به چندتا عکس نیاز داشتیم که به عنوان فریم اول و آخر تیزر انتخاب کنیم. ولی جلوههای سهبعدی و افکتهای بصری Luma ایدههای ما رو زنده کردند.
طوری که همهی اعضای تیم از دیدن خروجی حیرتزده شده بودند.
سرعت رندر و سهولت استفاده از این ابزار، باعث شد پروژه نه تنها به موقع، بلکه زودتر از موعد تحویل داده بشه
حالا هر وقت به تیزر نگاه میکنیم، فقط یک چیز به ذهنمون میرسد: اگر Luma Aiنبود، احتمالاً این پروژه هیچ وقت به نتیجه نمیرسید.
Luma فقط یک ابزار نیست؛ یک شریک خلاقه که کارهای پیچیده رو آسان میکنه و کمک میکنه بدون استرس، ایدههایتان را به بهترین شکل اجرا کنید.
اما داستان به اینجا ختم نمیشه. کنار Luma Ai استفاده از Hailuo و RunwayML هم خیلی به پروژهمون کمک کرد تا کار رو به یه سطح جدید برسونیم.
Hailuo Aiبا قابلیت ساخت ویدیوهای شخصیسازیشده و واقعی از متنها، به ما این امکان رو داد که تصاویر و انیمیشنهای جذابتری بسازیم. این سرویس به راحتی تونست شخصیتهای مختلف رو براساس اسکریپتهایی که نوشتیم، بسازه و همین باعث شد تولید کار خیلی سریعتر بشه.
از طرف دیگه، RunwayML ابزارهای خیلی پیشرفتهای به ما داد که باهاشون تونستیم افکتهای بصری پیچیده و ترنزیشنهای سینمایی رو به راحتی بدون نیاز به تخصص عمیق در نرمافزارهای پیچیده، پیادهسازی کنیم.